تبليغاتX
shazde va shahzade
shazde va shahzade


خاطرات



مرد ، دوباره آمد همانجای قدیمی
روی پله های بانک ، توی فرو رفتگی دیوار
یک جایی شبیه دل خودش ،
کارتن را انداخت روی زمین ، دراز کشید ،
کفشهایش را گذاشت زیر سرش ، کیسه را کشید روی تنش ،
دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش ،
خیابان ساکت بود ،
فکرش را برد آن دورها ، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد
در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان ، خنده ها را میدید و صورت ها را
صورتها مات بود و خنده ها پررنگ ،
هوا سرد بود ، دستهایش سرد تر ،
مچاله تر شد ، باید زودتر خوابش میبرد
صدای گام هایی آمد و .. رفت ،
مرد با خودش فکر کرد ، خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد ،
خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش ،
اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد ، شاید مسخره اش می کردند ،
مرد غرور داشت هنوز ، و عشق هم داشت ،
معشوقه هم داشت ، فاطمه ، دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید ،
به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی کرده بود برای آمدن به شهر ،
گفته بود : - بر میگردم با هم عروسی می کنیم فاطی ، دست پر میام ...
فاطمه باز هم خندیده بود ،
آمد شهر ، سه ماه کارگری کرد ،
برایش خبر آوردند فاطمه خواستگار زیاد دارد ، خواستگار شهری ، خواستگار پولدار ،
تصویر فاطمه آمد توی ذهنش ، فاطمه دیگر نمی خندید ،
آگهی روی دیورا را که دید تصمیمش را گرفت ،
رفت بیمارستان ، کلیه اش را داد و پولش را گرفت ،
مثل فروختن یک دانه سیب بود ،
حساب کرد ، پولش بد نبود ، بس بود برای یک عروسی و یک شب شام و شروع یک کاسبی ،
پیغام داد به فاطمه بگویند دارد برمیگردد
یک گردنبند بدلی هم خرید ، پولش به اصلش نمی رسید ،
پولها را گذاشت توی بقچه ، شب تا صبح خوابش نبرد ،
صبح توی اتوبوس بود ، کنارش یک مرد جوان نشست ،
- داداش سیگار داری؟
سیگاری نبود ، جوان اخم کرد ،
نیمه های راه خوابش برد ، خواب میدید فاطمه می خندد ، خودش می خندد ، توی یک خانه یک اتاقه و گرم
چشم باز کرد ، کسی کنارش نبود ، بقچه پولش هم نبود ، سرش گیج رفت ، پاشد :
- پولام .. پولاااام ،
صدای مبهم دلسوزی می آمد ،
- بیچاره ،
- پولات چقد بود ؟
- حواست کجاست عمو ؟
پیاده شد ، اشکش نمی آمد ، بغض خفه اش می کرد ، نشست کنار جاده ، از ته دل فریاد کشید ،
جای بخیه های روی کمرش سوخت ،
برگشت شهر ، یکهفته از این کلانتری به آن پاسگاه ،
بیهوده و بی سرانجام ، کمرش شکست ،
دل برید ،
با خودش میگفت کاشکی دل هم فروشی بود ،
...
- پاشو داداش ، پاشو اینجا که جای خواب نیس ...
چشمهاشو باز کرد ،
صبح شده بود ،
تنش خشک شده بود ،
خودشو کشید کنار پله ها و کارتن رو جمع کرد ،
در بانک باز شد ،
حال پا شدن نداشت ،
آدم ها می آمدند و می رفتند ،
- داداش آتیش داری؟
صدا آشنا بود ، برگشت ،
خودش بود ، جوان توی اتوبوس وسط پیاده رو ایستاده بود ،
چشم ها قلاب شد به هم ،
فرصت فکر کردن نداشت ،
با همه نیرویی که داشت خودشو پرتاب کرد به سمت جوان دزد ،
- آی دزد ، آیییییی دزد ، پولامو بده ، نامرد خدانشناس ... آی مردم ...
جوان شناختش ،
- ولم کن مرتیکه گدا ، کدوم پولا ، ولم کن آشغال ...
پهلوی چپش داغ شد ، سوخت ، درست جای بخیه ها ، دوباره سوخت ، و دوباره ....
افتاد روی زمین ،
جوان دزد فرار کرد ،
- آییی یی یییییی
مردم تازه جمع شده بودند برای تماشا،
دستش را دراز کرد به سمت جوان که دور و دور تر میشد ،
- بگیریتش .. پو . ل .. ام
صدایش ضعیف بود ،
صدای مبهم دلسوزی می آمد ،
- چاقو خورده ...
- برین کنار .. دس بهش نزنین ...
- گداس؟
- چه خونی ازش میره ...
دستش را گذاشت جای خالیه کلیه اش
دستش داغ شد
چاقوی خونی افتاده بود روی زمین ،
سرش گیج رفت ،
چشمهایش را بست و ... بست .
نه تصویر فاطمه را دید نه صدای آدم ها را شنید ،
همه جا تاریک بود ... تاریک .
.........
همه زندگی اش یک خبر شد توی روزنامه :
- یک کارتن خواب در اثر ضربات متعدد چاقو مرد .
همین ،
هیچ آدمی از حال دل آدم دیگری خبر ندارد ،
نه کسی فهمید مرد که بود ، نه کسی فهمید فاطمه چه شد
مثل خط خطی روی کاغذ سیاه می ماند زندگی ،
بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ،
انگار تقدیرش همین بود که بیاید و کلیه اش را بفروشد به یک آدم دیگر ،
شاید فاطمه هم مرده باشد ،
شاید آن دنیا یک خانه یک اتاقه گرم گیرشان بیاید و مثل آدم زندگی کنند ،
کسی چه میداند ؟!
کسی چه رغبتی دارد که بداند ؟
زندگی با ندانستن ها شیرین تر می شود ،
قصه آدم ها ، مثل لالایی نیست
قصه آدم ها ، قصیده غصه هاست .

+ نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 12:29 PM توسط samaneh |



خلاصه ای از کتاب  101 روش برای رمانتیک بودن

(باربارا دی آنجلیس)

 

- ازدواج خود را مامن و سرپناه امنی قرار دهید تا در آن زخم های خود را التیام بخشید . به معشوق خود تکیه کنید و بگذارید که او نیز به شما تکیه کند تا بدین وسیله زخم های او نیز التیام یابد .

- معجون عشق : توجه ، محبت ، قدردانی .  3 بار در روز

هر بار 3 دقیقه از معجون عشق به معشوق خود بخورانید تا قلب و روح او را سیراب کنید ، سپس ببینید که چگونه مقابل دیدگان شما از خوشحالی ، رضایت و احساس خوشبختی خواهد درخشید .

- بگذارید کسانی را که دوستشان دارید بفهمند چقدر به آنان عشق می ورزید . هرگز این حقیقت را از آنان مخفی نکنید . هرگز کلمات محبت آمیز خود را برای آینده ای دور پس انداز نکنید . هیچ گاه عشق ورزیدن را به تعویق نیندازید و هرگز آنان را که دوستشان دارید ترک نکنید .

- هر روز 3 بار و هر بار به مدت 20 ثانیه ، به همسر خود عشق بورزید . خواهید دید که در طول روز ، همواره به یاد همسرتان خواهید بود . و در خود جاذبه ی بیشتری نسبت به او احساس خواهید کرد . به طوری که در انتظار عشق ورزیدن بیست ثانیه ای بعدی سر از پا نخواهید شناخت .

- دست کم هفته ای یکبار ، اوقاتی را به تخلیه و حل و فصل تنش های روحی و احساسی تولید شده میان خود و معشوقتان اختصاص دهید . سپس تمامی حقیقت را در مورد احساساتتان با او در میان بگذارید . هر آنچه از رفتار و گفتار او را که تمام و کمال هضم و جذب نکرده اید ، دوباره مطرح کنید و به احساسات او نیز در این باره گوش فرا دهید .

- هنگامی که احساس می کنید در مقابل احساسات همسرتان جبهه گرفته اید یا در مقابل آنها از خود مقاومت نشان می دهید ، لحظه ای بایستید و درنگ کنید ؛ سپس از خودتان بپرسید " آیا او هم با احساسات خود به چیزی اشاره نکرده است که من از روبرو شدن و کنار آمدن با آن سر باز می زنم ."

- با نگاه کردن به همسر خود او را بستایید و تحسین کنید . با صحبت کردن به همسر خود عشق بورزید و او را شریک زندگی خود در تمامی لحظات بدانید .

- هنگامی که همسرتان عصبانی و خشمگین می شود ، او را کودک آزرده و رنجیده ای ببینید که نمی داند چگونه تقاضای همیاری ، آرامش و همدلی کند . این عمل به شما کمک خواهد کرد تا با خشم و عصبانیت از خود واکنش نشان ندهید بلکه با عشق ورزی و پذیرش به او پاسخ دهید .

- با معشوق به گونه ای رفتار کنید که گویی طفل تازه تولد یافته ای است : شکننده و آسیب پذیر . به جز دوستان ، حامیان و زوج هایی که با عشق متقابل با یکدیگر رفتار می کنند ، شخص دیگری را با اطراف او راه ندهید . درست همان گونه که به جز دوستداران و خیرخواهان کودک تازه تولد یافته تان ، حضور کسی دیگر را پیرامون او تحمل نمی کنید .

- قلب و روح معشوق را با کلمات و واژه های محبت آمیز و عاشقانه سیراب سازید . جز عشق و محبت و صفا چیز دیگری را به پای او نریزید .

- هنگامی که با همسر خود صحبت می کنید به جز عشق او ، از چیزهای دیگر چشم پوشی کنید . با تمام وجود عشق بورزید و بگذارید زندگی شما سراسر عشق و محبت شود .

- هنگامی که در روابط خود با همسرتان با مشکلی مواجه شدید ، هرگز به روابط عشقی نامشروع پناه نبرید . اگر نسبت به چنین روابطی احساس نیاز می کنید ، آن را هشداری دال بر این بدانید که ازدواجتان با مشکل روبرو شده است . از انرژی های خود برای بهبود بخشیدن و یا تکامل ازدواجتان استفاده کنید .

- جرات و شهامت روحی آن را داشته باشید که معشوقتان را با تمام وجود دوست بدارید و به او عشق بورزید . او را به درون خود راه دهید و اجازه دهید تا تمامی قسمت های وجودی شما را تمام و کمال – همان گونه که هستید - ببیند : توانمندی ها و ضعف ها ، امیدها و یاس ها ، آرزوها و ترس ها ، بالغ توانمند و آگاه  و نیز کودک ترسیده و تنهایتان را .

- خواسته ها و نیازهای خود را گرامی و محترم بشمارید . این نیازها و خواسته هایتان هستند که به شما فرم انسانی و نیز احساس سرزندگی و زنده بودن می دهند . هر چه بیشتر با نیازها و خواسته های طبیعی خود در تماس باشید و آنها را ابراز کنید ، عشق ، شور ، حرارت ، رضایت و غنای بیشتری را در روابط خود تجربه خواهید کرد .

- بیاموزید جز حقیقت ، چیزی به معشوق خود نگویید . این حقیقت محض ، کامل و بی کم و کاست است که تنها روزنه ی امید ازدواجتان به شمار می رود . حقیقت ، شما را آزاد خواهد ساخت و آزادی نیز این امکان را خواهد داد تا سبکبالانه عاشق شوید و عاشق نیز بمانید .

- تمامی سعی و تلاش خود را به کار گیرید تا هر گونه احساسات و عواطف منفی را میان خود و همسرتان برطرف کنید .

- ازدواج رمانتیک خود را به خدا یا نیرویی برتر بسپارید تا آن را از گزند حوادث و بلاها محفوظ بدارید و به خود نیرو ببخشید . همانا این گرامی داشت و بزرگداشت منبع و سرچشمه ی عشقی است که در یکدیگر یافته اید . این همان طلب کردن روشنی و بصیرتی است که برای گسترش و رشد مستمر این هدیه و موهبت الهی بدان نیاز دارید .

- هنگامی که شما و معشوق در راه عشق خود با مشکلات و سختی هایی روبرو شدید به یاد بیاورید که شما و او به دلایلی همسفر شده اید . فقط برخواسته از این حس عمیق بازشناختن و به یاد آوردن است که می توانید خشم و انزجار خود را هر چه سریعتر تخلیه کرده ، رنجش و آزردگی را پشت سر گذاشته و به بخشش و عشق برسید . سپس دوباره خواهید توانست پیوند جاودانه ی خود را که همواره در زیر این گونه احساسات مدفون بوده ، بازیابید .

- عشق خود را ابراز و آن را با دیگران قسمت کنید . عشق تان را پنهان نکنید ، بلکه آشکار و روشن نشانش بدهید . منتظر نمانید که احساسی تند و آتشین از عشق بر شما چیره شود تا در نهایت اقدامی صورت دهید . بدانید که با برگزیدن عشق ، نه فقط معشوق را خرسند و خوشحال خواهید ساخت بلکه عشق خود را نیز با قوت و عمق بیشتری احساس خواهید کرد و شادی و شادمانی را برای خود به ارمغان خواهید آورد .

- کودک ترسیده و آسیب پذیر درون همسرتان را شناسایی کنید . آمال و آرزوهای او را باز شناسید ، عطش خواستن او را سیراب کنید . . . . خوبی های روح او را دریابید . . . . حال ، باز هم ژرف تر بنگرید و به دنبال عشق بگردید . معشوق را نمودی کامل ، خالص و بی عیب و نقص از عشق ببینید .

- برای بروز و ظهور خلاقیت های خود ، فعالیت های خلاق و رضایت بخش مناسبی بیابید تا ازدواجتان به صورت تنها منبع و یگانه تکیه گاه انرژی های خلاق شما در نیاید .

- هرگز سعی نکنید خود را در مقابل معشوق تحقیر کنید و یا کوچک و ناچیز جلوه دهید . چنان چه قسمتی از بخش های وجودی خود را دوست ندارید یا نمی پسندید ، آن را تغییر دهید . سپس هنگامی که از شما تعریف یا تمجید می کنند به گفتن "متشکرم" اکتفا نمایید و هرگز برای تعدیل یا بی اهمیت جلوه دادن نکات مثبت و توانایی های خود چیزی نگویید .

- از معشوق خود بپرسید : "چگونه می توانم بیشتر دوستت داشته باشم ؟" ، "چگونه می توانم این احساس را به تو منتقل کنم که بسیار دوست داشتنی هستی؟"

- حتما درباره ی تمامی آنچه شما را ناراحت یا عصبانی کرده با همسر خود صحبت کنید .

- تمام سعی خود را بکنید تا عشق ورزیدن را بیاموزید . هر آنچه را در باب عشق وجود دارد بشنوید ، بخوانید و یاد بگیرید . هرگز فرض نکنید که در مکتب عشق همه چیز دان هستید .

- عشق را با واژه ها و عبارت ها نیز ابراز کنید . این یکی از ساده ترین روش های خلق "لحظات ناب" میان عشاق است . ارتباط کلامی – گفتاری نزدیک و صمیمانه ای را میان خود و معشوق برقرار سازید . واژگان پل هایی هستند که دنیای شما را به معشوق می پیوندند . کلمه ها و عبارت ها میان سکوت شما و سکوت معشوق پل می زنند تا یکدیگر را از درون بشناسید .

- دست کم هفته ای یکبار مراتب تشکر و قدردانی خود را از معشوق به سبب آن که و آن چه هست و نیز آن چه برای شما انجام داده اعلام دارید .

- کافی نیست بدانید که چگونه با همسر خود ارتباط صمیمانه داشته باشید ، بلکه باید همیشه با عشق به او نگاه کنید .

- بیاموزید چگونه تمام و کمال در لحظه ی اکنون حضور داشته باشید .

- به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید . خوشبختی یک مهارت است . خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید . خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید .

- چنان چه خواهان آن هستید که عاشق باشید ، می بایست نخست عشق را در درون خود جسته و یافته باشید . فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت .

- به ازدواج خود ، مانند راهی متحول کننده و سفری که در بر دارنده ی رشد و تغییر شخصی است بنگرید . گام برداشتن در این مسیر برای شما و معشوق ، نیرو ، استحکام ، پایمردی و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دوشادوش یکدیگر بپیمایید .

- در هر لحظه به معشوق ، توجه وعلاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید .

- به معشوق کمک کنید شما را بیشتر و بهتر بشناسد . با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و نیز درونی ترین و عمیق ترین نیازهایتان با او ، کمکش کنید تا شما را خوشحال کرده و بیشتر شما را دوست داشته باشد .

- به بیان این نکته که عاشقش هستید اکتفا نکنید . به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید .

 - تعهد و پایبندی خود از ازدواجتان را هر روز، تمدید و تجدید کنید و آن را قوی تر و عمیق تر از روز قبل سازید . این امر ، رابطه ی شما را از یک دوستی و یا مؤانست به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یک یک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده می سازد .

- همواره مراقب چهار نشانه ی هشدار دهنده در مورد ازدواج باشید :

1- مقاومت ، مخالفت ، جبهه گرفتن

2- بی میلی ، دلخوری ، انزجار

3- طرد کردن ، رد کردن ، نپذیرفتن

4- واپس زدن ، سرکوب کردن ، سرخوردگی

- به خود اجازه دهید عشق را از درون و با تمام وجود احساس کنید . به دیگران نیز اجازه دهید تا دوستتان داشته باشند و به شما عشق بورزند . حیرت انگیز است اگر بدانید تا چه حد روی میزان عشقی که در زندگی تان وجود دارد ، کنترل و حق انتخاب دارید .

- به معشوق این اجازه را بدهید که گاهی اوقات نیز ساکت و خاموش باشد . سکوت همواره به این معنا نیست که نادیده گرفته شده اید . سکوت می تواند بدین معنا باشد که معشوق مشغول تفکر و تعمق درباره ی اطلاعاتی است که در اختیار او گذاشته اید و سعی می کند آن را با احساسات و عواطف خود منطبق سازد .

- قرار نیست ازدواجتان عالی و ایده آل باشد . اما یک چیز ، واقعی وامکان پذیر است . این که شما و معشوق دست به دست هم دهید و تمامی توان تان را به کار بندید و پیوسته تلاش کنید تا ازدواجتان را به ازدواجی ایده آل نزدیک سازید .

- درباره ی خود صحبت کنید . افکار و احساسات خود را با معشوق درمیان بگذارید . دریچه ی قلب و روحتان را بگشایید تا معشوق به آن راه یابد و کمال و منحصربه فرد  بودن شما را ببیند .

- از انرژی نهفته در چشمان و دیدگان خود استفاده نمایید تا معشوق را بپرستید و او را نوازش کنید . اعجاز وجودی او را هر روز بجویید . با این کار ، هر بار که به معشوق نگاهی می اندازید ، عاشق تر شده و دلایل بیشتری برای این عشق خواهید یافت .

- برای به دست آوردن ازدواجی به راستی موفق ، به چیزی بیش از عشق و تفاهم نیاز دارید و آن ، چیزی نیست جز جهت و هدف . این همان تفاوت میان "باهم بودن" و "یکی شدن " است .

- خود را متعهد سازید که معمای عشق را حل کنید . و مهارت عشق ورزیدن را نیز بیاموزید .

- ازدواج خود را با لحظات ناب و حقیقی پر کنید . سپس خواهید دید که ازدواجتان دیگر یک اجبار یا بار مسئولیت اجتماعی نخواهد بود . بلکه سرپناه امنی خواهد شد تا در آن زخم هایتان التیام یابند .

- به جای آنکه در رویارویی با خشم ها و عصبانیت های همسرتان حالت تدافعی به خود بگیرید ، تلاش کنید به پیامی که سعی در مخابره کردنش دارد گوش فرا دهید .

- منتظر نباشید همسرتان شما را ازعشق سرشار کند . این شمایید که می بایست عاشق شدن را آن هم هر روز ،  دوباره و دوباره و دوباره  بیاموزید و یاد بگیرید .

- همسر خود را بارها و بارها نگاه کنید . فراموش نکنید که قدرتی بس شگرف در این کار نهفته است که حتی از پرشور و حرارت ترین عشق بازی ها نیز گرم تر و صمیمانه تر است .

- عشق نیرویی است بس مثبت :

بدین معنی که در جو و فضایی مثبت ، می شکفد و می روید و در جو و فضایی منفی ، پژمرده می شود و می میرد . از این رو بسیار مهم است که برای خود ، معشوق یا همسری بیابید که نگرش و اندیشه ای مثبت داشته باشد .

- عشق ورزیدن امری نیست که بخواهید با آن به چیزی برسید . عشق ورزیدن عملی است که شما را سرشار از شور و شعف می کند ؛ پس در هر لحظه ، به هدف خود رسیده اید .

- گه گاهی به همسر خود تلفن بزنید آن هم فقط با این هدف که به او بگویید :

"به این فکر می کردم که چقدر تو را دوست دارم ."

- وقتی به نیازها و خواسته هایتان احترام بیشتری بگذارید و به خود اجازه دهید که آنها را احساس و ابراز کنید ، عشق ، شور و حال و رضایت بیشتری را در ازدواج خود تجربه خواهید کرد .

- عشق در جو و فضایی از بی صداقتی به زودی می میرد . هنگامی که حقیقت را پنهان یا سرکوب می کنید ، قابلیت و توانایی احساس کردنتان را به همراه آن در خود می خشکید . و هنگامی که توانایی احساس کردن را از دست می دهید، قابلیت عشق ورزیدن را نیز از دست خواهید داد .

- به خاطر داشته باشید :

تفاهم واقعی در یک ازدواج ، فقط داشتن سمت و سو و هدف مشترک نیست . بلکه شامل سرعت های مشابه در حرکت کردن نیز می شود .

- ارتباط زناشویی گرم و پرشور، یکی از نشانه های ازدواجی گرم و پر حرارت است و یک ازدواج پرشور به معنای آن است که بدانید و آموخته باشید ، چگونه با شور و حال تمام با قلب و بدن خود عشق بورزید نه فقط با بدنتان .

- این شما و فقط خود شمایید که قدرت و توان تغییر دادن زندگی تان را دارید . عشق انتخابی است که با شماست .

- دیگران را به سبب کاستی هایشان ببخشید . فقط در این صورت است که خواهید توانست خود را نیز به دلیل ضعف ها و کاستی هایتان ببخشید .

- صداقت ، عزت نفس و اعتماد متقابل ، سه عنصر لازم و ضروری برای خلق روابطی سالم اند .

- این کمبود یا فقدان عشق نیست که موجب شکست ازدواج ها می شود بلکه کمبود دوستی ، نزدیکی و صمیمیت است .

- موهبت حضور معشوق را در زندگی خود گرامی بدارید و قدر بدانید . و هر روز این هدیه را ارج نهید .

- هنگامی که متوجه می شوید همسرتان به راحتی نمی تواند احساسات خود را ابراز کند یا به احساسات شما گوش فرا دهد ، لحظه ای در سکوت و آرامش او را نگاه کنید .

- به خاطر داشته باشید :

همواره در زیر خشم ، رنجش ، ترس و اندوه و پشیمانی ، این عشق است که مدفون مانده . تمامی این احساسات و عواطف فقط هنگامی که چیزی با توانایی ما درعشق ورزیذن و یا عشق دریافت کردن تداخل می کند ، ظاهر می شوند .

- هنگامی که همسرتان سعی دارد با احساسات و درونیات خود تماس برقرار کند ، با او صبور باشید . زیرا ممکن است به اندازه ی شما به احساسات و دنیای درون خود نزدیک و آشنا نباشد .

- بدانید و آگاه باشید هر چیزی که بین شما و همسرتان اتفاق می افتد بی اهمیت یا حتی کم اهمیت نیست . بدانید هر چه می گویید یا می کنید ، این پتانسیل و توانایی بالقوه را دارد که برای شما و معشوق ، شادی یا غم به همراه آورد و پیوند و ارتباط تان را قوی تر یا ضعیف تر نماید .

- دست روی دست نگذارید تا مشکلات سطحی و کوچک شما به مسائل و مشکلاتی بزرگ تبدیل شوند ، سپس به آنها توجه و رسیدگی کنید . به محض دیدن نشانه های هشداردهنده که حاکی از مشکلات بالقوه اند ، به جعبه ی کمک های اولیه ی خود رجوع کنید تا احساسات و عواطف منفی را حل و فصل نمایید و التیام بخشید .

- یادداشت های محبت آمیز یا اشاره های عاشقانه و رمانتیکی بنویسید و در جایی بگذارید که همسرتان حتما آن را ببیند .

- عجله نکنید که در حین محبت ورزیدن به جایی برسید یا چیزی به دست آورید . زیرا در این صورت ، از زندگی زناشویی خود لذت زیادی نخواهید برد .

- خودتان تبلور و نمود کاملی از شخص ایده آلی باشید که به دنبالش هستید . سپس از هر فرصتی استفاده کنید تا قابلیت ها و توانایی های خود را در عشق ورزیدن و عشق دریافت کردن باور کنید و به آن اعتماد داشته باشید .

- تعهد و پای بندی حقیقی و واقعی ، حالتی است از خودآگاهی و هوشیاری مداوم نسبت به فرآیند مقدسی که شما و معشوق هر لحظه درگیر آن هستید تا بزرگترین شادی ها را به همراه یکدیگر تجربه کنید و درس هایی را که عشق برای آموختن دارد بیاموزید و به کار بندید .

- غرور خود را زیر پا بگذارید و قدم اول را برای بخشش همسرتان به هنگام بروز یک اختلاف ، بردارید . آیا دوست دارید عشق بورزید یا این که فقط حق با شما باشد ؟

- معشوق امانتی است از جانب خداوند در نزد شما . موهبت حضور او را در زندگی خود قدر بدانید و ارج بگذارید .

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهم نیست که شما چه کسی هستید یا چقدر زمان صرف می کنید ؛ هر روز شما فرصت های زیادی دارید تا در زندگی افرادی که دور و برتان هستند وشاید آنها را بشناسید و یا شاید هم نشناسید ، دگرگونی ایجاد کنید .

تشویق افراد دیگر توسط شما برای بازدید از این وبلاگ ممکن است این فرصت را هم برای شما وهم برای دیگران فراهم کند . که در این صورت من نیز به هدف خود رسیده

+ نوشته شده در جمعه 6 دی1387ساعت 5:54 PM توسط samaneh |



قندان:
خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميکند. کاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.
او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوي بيشتر او مي شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم که شما چه فکري مي کنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم که من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم‎ . "
حدود يک هفته بعد‎ ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فکر نمي کني که او قندان را برداشته باشد ؟‎ " "خب، من شک دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد‎."
او در ايميل خود نوشت‎ : مادر عزيزم، من نمي گم که شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتي که شما به تهران برگشتيد گم شده‎ . " با عشق، مسعود
روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود‎ : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضـــمن نمي گم که تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود‎. با عشق ، مامان
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 11:36 AM توسط samaneh |



۴ روش حیرت انگیز جذب کردن دیگران

مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.

توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.

1- مهربان و صمیمی باشید:

برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.

2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:

به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.

نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.

حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.

3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:

افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.

اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.

4- وارد دنیای آن ها شوید:

با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.

در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.

همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.

اومدم که نگیید بی معرفتم فداتون بشم

خوش باشید

التماس دعا

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 9:11 AM توسط samaneh |



سلام دوستهای ناز و خوشملم چطورین؟ خوبین؟ خوشین؟

با نبود ما در چه حالی هستین؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

امورات بر وقف مراد است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir(انشا الله که هست)

چه خبر؟چه احوال الن که دارم مینویسم حس میکنم جدی جدی دلم براتون تنگ شده

به خدا خیلی گرفتارم۴روز صبح تا شب دانشگاه هستمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ۱ روز هم بالاخره مختص مامان بابای خودم خوب دلشون واسم میتنگه اونقده من به این نازی رو نبیننخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ۱روز هم مختص مامان بابای جوجو دیگه گناه ندارن اون بنده خدا هااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخر اکثر روز های هفته هم با اون همه خستگی به در خواست جوجو خان باید با ایشون باشیم دیگه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

این ور اون ور گردی و.....

گریه نکنید خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بابا بسهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من از پسش بر میامخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

سعی میکنم همه رو راضی نگه دارم این وسط فقط زورم به شما طفلی ها میرسه ببشخید دوست های ناز گلی منخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

خدایش دلتون واسم سوختاااااااااااااخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

خوب دیگه چه کنیم این مدلیش هم عالمی دارهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

فقط اومدیم ۱ عرض ادبی بکنیمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir و بگیم دوستون داریم و دورا دور توسط رفقا از حالتون با خبریم

الان هم برم۱سری به وبلاگ های بچه ها بزنم ببینم چه خبرا هستخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

همچنان خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

شدیدا حتی شاید هم شدید تر از قبل التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 6:40 AM توسط samaneh |



سسسسسسسسسسلللللللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممم

چطورین؟اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

خوبین؟

ما رو نمیبینیین خوشین؟

چه خبرااااا؟

اومدم ۱ سری بهتون بزنم چی کار کنیم دیگه به قول بچه ها شوهر داری و ۱۰۰۰جور درد سر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نه بابا این حرفها چیه؟همسر ما که درد سر نداره بس که ماهه اما اون طفلی که من گیرش  افتادم بد تو درد سر افتاده(البته شکسته نفسی میکنم هاااااا)

راستی جدیدا چرا همهگی اهل گذاشتن پیام های یواشکی شدین؟چه خبره؟به ما هم بگین!ای بابا ما که این جا غریبه نداریم آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته فرقی نمی کنه ها هر طور مایلین اما گفتم بپرسم اگه دلیل خاصی داره ما هم در جریان باشیم

شایدم...

کلاس داره ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این چند وقت خبر خاصی نبود اما ۱ چیز عالی این که بابای نازم فردا وارد خاک وطن میشن خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

ووووووااااااااایییییییییییی دلم واسه باباییم (مخصوصا سوغاتی ها)*نه نه نه این روح پلیدم بود *  من دلم واسه خود بابایی تنگ شده بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

البته نا گفته نماند جوجو خان نازم تلاش های بسیاری نمودند تا این جانب دلمون برای پدر جان تنگ نشه که البته بی تاثیر هم نبود

همش ددرا بودیم خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

توچالخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

پارک ارمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خونشون

سینما

خیابون های مختلف گردیخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

نهار ها ددرا

شام یا اون پیش ما یا من پیش اونها

میسی فدات شم

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

روز های خوبی بود اما جوجوی نازم ۱ با قلبش تیر بهاربيست                   www.bahar20.sub.irکشید

بعد با مامانیش و بابایش

دکتر بعد هم من و مامانی و یگانه با جت من رفتیم خونشون حالش خوب بود اما ۱کم ناراحت بود که منو دید خوب شد(بهاربيست                   www.bahar20.sub.irالبته به گفته ی خودش)خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

دیروز هم با هم رفتیم۱نوار قلب ازش بگیرن و هفته ی بعد هم ۱ اکو تا خیالمون راحت بشه که چیزی نبوده و خطری نیست

برای عزیزم دعا کنینبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

ااااااللللللللللللللهههههههههییییییییییییییییییییییی فدات شم نبینم دردتو

در گوشی=موفقیتت رو بهت تبریک میگم عزیز ترین من

ایشالا همیشه موفق و پیروز باشی عسلمبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

دیگه همین دیگه

مواظب خودتون باشین

به امید دیدار خدانگهدار خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

بعدا نوشت(راستی قالب جدیدم چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 12:59 PM توسط samaneh |



دلم تنگ شده بود گفتم ۱ سری بزنم اما متاسفانه دیگه وقت قدیم رو ندارم

درس هام خیلی زیاد شدن خیلی هم سنگین آخه این ترم فقط۳ واحد عمومی برداشتم بقیه ش همش تخصصیه خیلی هم سنگین و زیادن صبح کله سحر میرم شب هم تشنه گشنه برمی گردم

چاره ای نیست جز تحمل(گر صبر کنم ز غوره حلوا سازم)

اینم منم وقتی دکتر شدم

شششششششششددددددددددیییییییییددددددداااااااااااااااااااااااااا

واسه ی همه ی جوونها دعا کنین به خصوص ما نه فقط واسه درس واسه همه چی

مواظب خودتون باشین

به امید دیدار خدا نگه دار

+ نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت 8:5 AM توسط samaneh |



دارم آماده میشم

آخه

آخه...

آخه......

آخه...........

 

آخه..........................

اگه گفتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

cake-aroosi-persianv_(7).jpg

تولد تولد تولدم مبارکمن و جوجو خان نازم میخواییم بریم این پایین عکس پایینی رو میگم

آخه می خواد واسم تولد۲ نفره بگیره

ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوعمگه نگفتم نیایید؟؟؟اینم که بنده هستم در حال کادو گرفتن

خوب حالا تا این جا اومدید دیگه کافیه

در گوشی=این هم منم که دارم واسه جوجوی نازو مهربون و خوشملم میرقصم

حالا که دیگه تا این جا اومدین  بفرمایین وسط

اینم چند تا عکس از خودم هست که جوجو خان گرفتن فقط ۱ موقع پخش نشن ها ااااا من بهتون اطمینان کردم

اینجا هم که دیگه نیاز به توضیح نداره و بخور بخوره دیگه

شما عزیزان و مدعوین بفرمایید  تا ما هم شما رو پیچونده بریم همون عکس بالاییه

هشدار=کاه از خودتون نیست کاه دون از خودتونه مراقب خودتون باشید میمون میوه ای113خانم ها آقایون بفرمایید شام

راستی من تولدم فرداست هااااااااااااااااا چون وقت نداشتم امروز نوشتم

دیگه دیر وقته برین خونه الان هاست که مامان باباها عصبانی بشنهاااااااااااااااااا

+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 11:2 AM توسط samaneh |



۱ابتدا نوشت=اینجانب (خودمو میگم) در حال حاضر در صحت و سلامتی کامل به سر میبرم و از این حالتها در اومدم و یک جورایی زندگی آغاز می شود
 
 
از نو با عشقی کهن اما امیدی نو
 
 
همین جا از جوجو خان ناز و مهربونم میسی میکنم با این که این جارو نمیشناسه و نمی خونه اما خوب بازم ممممممممممممممممممممممیییییییییییییییییییییییییییییییسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسییییییییییییییییییییییییییییییییییی گویبونیت بشم
 
 
 
این هم که از اوضاع و احوال این چند روز واسه خاطره افطاری و مهمونی و این جور برنامه ها (همون اعمال کوزتی خودمون که بیشتر شو  ماشین های مدرن انجام میدن اولیشو به لطف خدا ماشین ظرف شویی داریم دومی و چهارمی هم که به لطف رستوران های غذا دم در بیار انجام میپذیرد خدا عمرشون بده آخری رو هم که یک بار قبل از شروع تمام مهمونی ها و یک بار هم وقتی همشون تموم میشن کارگر زحمت کشمون انجام میدن خدا شدیدا عمرش بده اما جارو کشیدن میمونه که ۱۰۰البته اونم خدا رو شکر با جارو برقی صورت می پذیره اما بالاخره که آدم باید خم بشه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) 
 
 
Chef                                
 
 
پیوست=من اصلا تنبل نیستم
 
مطلب علمی=
 ۱مطلبی۱جایی خوندم از اون جایی که ممکنه واسه هر آدمی پیش بیاد گفتم اینجا واستون بزارم شاااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییدددددددددددددددد۱روزی روزگاری به درد۱کدومون خورد
 
 
تصویر کنید ؛ با ذوق و شوق فراوان و البته هزینه ای فراوان تر ، گوشی موبایل خود را خریداری کرده اید! اما یک غفلت کوچک کافی است تا با افتادن گوشی در داخل جوی آب و یا حتی سرویس بهداشتی (99% مواقع!) تمامی امید و آرزوهای شما نابود شود! تصور به این موضوع نیز بسیار دردناک است! اما نه! اندکی صبر کنید! هنوز تا نابود شدن کامل گوشی زمان زیادی مانده! در این ترفند قصد داریم تا با معرفی یک ترفند خارق العاده روشی را معرفی کنیم که گوشی شما اگر یک دوش حسابی هم گرفته باشد نجات پیدا کند! ترفندی که در عین حال عجیب اما کاربردی است!

ابتدا به این داستان واقعی توجه کنید! :



Ernesto Londoño ، خبرنگار واشنگتن پست ، پس از یک
دوچرخه سواری طولانی به خانه برمیگردد و شروع میکند به شستن دست و رویش ، اما از آنجایی که کیف وسایل همراهش را بدجایی قرار بود ، ناگهان در چند لحظه کیف میگردد و گوشی BlachBerry نازنین 450 دلاریش در درون توالت می افتد! پس از اینکه از شوک حادثه خارج میشود ، سریع گوشی را از آب خارج میکند ، باتری گوشی را در می آورد و شروع به خشک کردن گوشی با سشوار میکند! اما پس از اندکی هنگامی که میبینید این روش موثر نیست و گوشی نیز وارد حالت کما شده است ، به یکی از دوستانش که در این زمینه تخصص داشته تماس میگیرد و از او کمک میخواهد. دوست عزیز هم در پاسخ او میگوید که گوشی را در یک ظرف پر از برنج نپخته بگذارد! بله! برنج نپخته! همگی ما دیده ایم که برنج خاصیت جذب رطوبت دارد و با اصول خیس کردن برنج هم آشنا هستیم (فارسی موبایل) ولی این نکته دیگر واقعأ ظریف است! سر انجام پس از اینکه گوشی یک روز در داخل ظرف برنج می ماند ، کاملأ سالم و مانند روز اولش میشود و بدون هیچ مشکلی قابل استفاده میگردد.

این جناب خبرنگار هم تجربه گرانقیمتش را در واشنگتن پست برای عموم نوشته است ، البته آن دوستی که این روش را برای او توضیح داده است نامش فاش نشده چرا که ظاهرأ وی برای یکی از شرکتهای گارانتی یا مشابه آن کار میکند و فاش شدن نامش برای او دردسر ساز خواهد بود.



اما در این زمینه میتوان عمل دیگری را نیز صورت داد:

گوشی که یک حمام اجباری کرده است را بهتر است اول خاموش کرده
سپس باطری آن را خارج نموده تا جایی که امکانش هست گوشی را با کاغذها و دستمالهایی که آب جمع می کنند خشک کرده و بعد در الکل برای مدت کوتاهی بخیسانیدش و بعد هم بگذارید خشک شود. الکل برای خشک کردن قطعات داخلی گوشی بسیار موثر خواهد بود.



این روش شاید بیشتر قابل ادراک تر باشد! اما کارایی روش اول
بیشتر است.
 
 
بعدا نوشت=راستی اون عکس اون دفعه هم عکس بچه گی های نانسی بود(همون خواننده ی عرب.معرف حضور که هستن؟)
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 12:7 PM توسط samaneh |



سسسسسسسسسسسسسسسسسلللللللللللللللللللللللللللااااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممممم دوست جونهای نازم به خدا من آدم بی معرفتی نیستمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چشممو عمل کردم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخیلی درد وسوزش دارم نمی تونم بنویسم ایشالا بهتر که شدم ححححححححححححححححححححححححححححححتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتمممممممممممممممممممممممممممممممااااااااااااااااااااااااااااااا زودی میام پیشتون البته خدا رو شکر الان نسبت به چند روز قبل خیلی بهترم اما هنوز سوزشش اذیت میکنه تو خونه هم که کلی با کلاس شدم همش عینک ووووووووواااااااااایییییییییییییییییی خسته شدم اونقدر سیاه دیدم خوبخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

  التماس دعا تو این روز های عزیز ما که از گرفتن روزه محروم شدیم اما شما عزیزانی که میگیرید شدیدا التماس دعا نه واسه خودم واسه تمام مریض ها

قدر سلامتی تون رو بدونید مراقب خودتون باشید

سعی میکنم به همه سر بزنم البته توسط۱عزیز که برام بخونه و من برات و نظر بزارم که نگید معرفت نداشت

چاکککککککککککککککککککککککککککککککککریییییییییییییییییییییییییییییییییییم

ج      و            ج               و   ی ناز و خوشمل و مهربون و جیگر و عسلم ازت۱ ععععععععععععاااااااااااااالللللللللممممممممممههههههه میسی میکنم که منو با این اوضاع و احوال بهم ریخته این همه دوست میداری و بهم مهیبونی میکنی

ددددددددددددددددددددووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم

راستی۱ سوال دارم حتما جواب بدیداین عکس کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 10:21 AM توسط samaneh |




shazde va shahzade
shazde va shahzade


خاطرات



<-PostContent->
>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor-> |




shazde va shahzade
shazde va shahzade


خاطرات



<-PostContent->
>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor-> |




shazde va shahzade
shazde va shahzade


خاطرات



<-PostContent->
>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor-> |